|
نویسنده : پوریا
|
نظرات (2)
|

عنوان: مختصری در مورد سبک دیکانستراکشن
گذری بر معماری دیکا نستراکشنفلسفه دیکانستراکشن
واسازی یا دیکانستراکتیویسم «Deconstruction» که در فارسی
علاوه بر واسازی به ساختارشکنی، بنیان فکنی، ساختار زدایی و شالوده
زدایی نیز ترجمه شده است، برای اولین بار در دهه های 60 و 70
میلادی توسط فیلسوف فرانسوی ژاک دریدا در عرصه فلسفه و ادبیات مطرح
شد. درایدا که در 1930 در الجزایر بدنیا آمد ودراکول نرمال سوپریور پاریس
درس خوانده اندیشه خود را با نقد پدیدار شناسی ( هوسرل ) ، زبان شناسی
( سوسور) ، روان کاوی ( لاکان ) ، و ساختارگرایی ( لوی ـ اشتراوس )
سازمان داد
مکتب دیکانستراکشن که یکی از شاخه های مهم فلسفه پست مدرن محسوب می شود ، نقدی به بینش ساختارگرایی و همچنین تفکر مدرن است .
دریدا با ساختارگراها مخالف است و معتقد است که وقتی ما به دنبال ساختارها هستیم از متغیر ها غافل می مانیم ، فرهنگ و شیوه های قومی هر لحظه تغییر می کند ، پس روش ساختارگراها نمی تواند صحیح باشد .
معانی دیکانستراکشن:
معنی دکانستراکتیویسم در فرهنگ لغت «لیتره» در زبان فرانسوی در غالب سه معنا آورده شده است: اولین مورد اصطلاح دستوری آن است، به معنای بر هم زدن ساختار دستوری واژههای یک جمله. به عبارتی دیگر، اگر کلمات یک جمله را عوض کنید، آن جمله را دکانستراک کردهاید. معنای دوم، معنای باز کردن و پیاده کردن است، یعنی باز کردن و پیاده کردن قطعات یک دستگاه، برای حمل آن به جای دیگر. اما معنایی که ژاک دریدا بسیار به آن توجه میکند، معنای «رفلکسیو» آن است؛ یعنی خودساختارشکنی که از خارج تحمیل نمیشود، بلکه ساختار، خود به خود تغییر پیدا می کند.
به عقیده دریدا یک متن هرگز مفهوم واقعی خودش را آشکار نمیکند و هر خواننده و یا هرکس آن را قرائت میکند (در اینجا مفسر)، میتواند دریافت متفاوتی از قصد و هدف مؤلف آن داشته باشد. به عبارت دیگر یک متن معنی واحدی ندارد و کثرت معانی (به تعداد مفسران) در مورد آن درست است پس چون تکرار و مشابهت در کلیه متون وجود ندارد روش استقرایی ساختارگرایان مورد سوال است، به همین دلیل در بینش دیکانستراکشن ما در یک دنیای چند معنایی زندگی میکنیم .
نکتهی حائز اهمیت آن است که تعریف مشخصی از دیکانستراکشن وجود ندارد،
زیرا هر تعریفی از آن میتواند مغایر با خود دیکانستراکشن تفسیر شود، چون هر
فردی به طور مجزا میتواند تفسیرهای خودش را از یک تعریف داشته باشد.
![]()
ادامه ی مطلب ....
دیکا نستراکشنها معتقدند:
هر پدیده و هر متنی، ماهیت مستقل خود را دارد و هیچ دو فرد یا پدیدهی مشابه و تکراری وجود ندارد. پس به تعداد مفسران یک متن، تفسیر از آن متن وجود دارد و معانی یک متن متکثرند و در تقابلهای دوتایی یک معنی بر معنی دیگر ارجحیت ندارد .
خود دریدا می گوید : " دیکانستراکشن کردن یک متن به معنای بیرون کشیدن منطق ها و اسنتباطات مغایر با خود متن است . در واقع گسترش درک مجازی است . "
به طور کلی دیکانستراکشن نوعی وارسی یک متن و استخراج تفسیرهای آشکار و پنهان از بطن متن است . این تفسیرها و تاویل ها می تواند با یکدیگر و حتی با منظور و نظر پدید آورنده متن متناقض و متفاوت باشد . لذا در بینش دیکانستراکشن ، آنچه که خواننده استنباط و برداشت می کند واجد اهمیت است و به تعداد خواننده ، برداشت ها ، استنباطات گوناگون و متفاوت وجود دارد .
خواننده معنی و منظور متن را مشخص می کند و نه نویسنده . ساختاری ثابت در متن و یا تفسیری واحد از آن وجود ندارد . ارتباط بین دال و مدلول و رابطه بین متن و تفسیر شناور و لغزان است .
دیکا نستراکشن درمعماری :
(دیکانستراکشن یعنی ساختن ایدههای ساختناپذیر – پیتر آیزنمن)
برپایه مکتب فکری دیکانستراکشن از سال 1998 و به طور دقیقتر از
اوائل 1980 سبک معماریای به نام دیکانستراکشن ابداع شد.
نخستین بار توسط پیتر آیزنمن ( ( peter Eisen man – 1932
معمار آمریکایی، معماری دیکانستراکشن شکل یافت .
اصول فکری این مکتب مانند :
- : تعدد و کثرت در معناها
: عدم ارجحیت در تقابلها و دوگانگیها
دیکانستراکتیویسم سعی دارد تا ساختار اندیشه و نظم محوری را که به جهان ما تحمیل شده را تغییر دهد. چنین معنایی که از طریق ساختاری نظام یافته تحمیل می شود، تفسیرهای دیگری که در همان زمینه با اعتباری یکسان عرضه می شوند را سرکوب کرده و امکان تنوع فکری و ذهنی خارج از این چهارچوب را به خصوص از مخاطب می گیرد. دیکانستراکتیویسم با نگاهی متفاوت ، قواعد زیباشناسانه معماری ، بالاخص بیان و نظم فرمال و خطی را به چالش در آورده و بنیان فکنی می کند ؛ رویکردی جدید در معماری جهت یافتن تعاریفی نوتر از درک مفاهیم زیبایی شناسی در گستره فرم و معنا. دوری از نظم دکارتی ، هندسه، تجزیه فرم و فقدان هر گونه مرکزیتی با به کارگیری عناصر متضاد و ابهام در روابط بین آنها از خصوصیات این سبک به شمار می رود .
دیکانستراکتیویسم از اواخر دهه 80 توسط معمارانی مانند پیتر آیزنمن « Peter Eisenman »، برنارد چومی «Bernard Chumi» و ... در معماری مطرح شد .
پیتر آیزنمن : پیتر آیزنمن متولد 11 آگوست سال 1932 در «Newjersey»، «Newark »، یکی ازمعماران مشهور قرن 20 ام آمریکا است. این معمار در زمینه دیکانستراکشن فعالیت کرده و جزوگروه 5 نفره «آیزنمن ، چارلز گواتمی ، جان هیداک ، ریچارد میر و میشل گریوز»
آیزنمن درجه لیسانس معماری خود را از دانشگاه Cornell University و فوق لیسانس معماری را از دانشگاه Columbia University، درجه فوق لیسانس هنر و دکترای خود را از دانشگاه University of Cambridge اخذ کرده است .
تئوری های وی در معماری، آزادی و استقلال رشته پژوهشی را دنبال می کند و کار او به منزله یک کوشش دائم به سوی فرم آزاد از تمام لحاظ است؛ تلاشی که درک آن برای بسیاری از افراد مشکل است .
آنچه در معماری آیزنمن، بسیار مورد توجه قرار می گیرد، تجزیه کردن فرم معماری از دیدگاه علمی و نظری است که متاسفانه بعد از ساخت بناهای وی، از لحاظ منتقدین و استفاده کنندگان برداشت و وجهه ای نا مناسب داشته است .
یکی از اولین و شاخص ترین ساختمان های سبک دیکانستراکشن ، مرکز هنرهای بصری وکسنر ( 1989 - 1982 ) در شهر کلمبوس آمریکا است . در مسابقه ای که در سال 1982 برای طراحی این ساختمان صورت گرفت ، معماران معروفی از جمله مایکل گریوز ، سزار پلی ، آرتور اریکسون و پیتر آیزنمن شرکت کردند .
به عبارت دیگر از نظر معماران دیکانستراکشن، طرح ساختمان باید منعکس کننده جهان متکثر کنونی باشد و به قرائتها و تفسیرهای مختلف از طرح اجازه بروز دهد .
اگر ساده بگوییم و درست متوجه شده باشیم، معماری دیکانستراکشن باید هم پاسخگوی بینشهای آیندهنگر و هم بینشهای گذشتهنگر باشد و همهی سلایق را در زمان حال در نظر بگیرد؛ شاید به همین دلیل باشد که سبک دیکانستراکشن را از زیر مجموعههای پست مدرنیسم میدانند. (مکتبی که به آینده و گذشته توأماً نگاه دارد و در ضمن کثرت گرایی از اصول پست مدرنیسم نیز محسوب میشود.)
در معماری دیکانستراکشن فرمها تعمیم داده میشوند و تنها پس از آن است که برنامهای کارکردی ارائه می شود، به جای این که فرم به دنبال کارکرد باشد، کارکرد تابع تغییرشکل میشود بر خلاف مدرنیستها که میگویند فرم تابع عملکرد است .
کاربرد مصالح متفاوت، ایجاد عدم تعادل در ترکیب بندی نمای ساختمان از اصلیترین ویژگیهای معماری دیکانستراکشن تقلیدی در ایران است.
در معماری دیکانستراکشن سعی بر این است که برنامه و مشخصات طرح مطالعه و وارسی دقیق قرار گیرد . همچنین خود سایت و شرایط فیزیکی و تاریخی آن و محیط اجتماعی و فرهنگی ای که سایت در آن قرار گرفته نیز مورد بازبینی موشکافانه قرار می گیرد . در مرحله بعد تفسیرها و تاویل های مختلف از این مجموعه مطرح می شود . در نهایت کالبد معماری به صورتی طراحی می شود که در عین بر آورده نمودن خواسته های عملکردی پروژه ، تناقضات و تباینات بین موضوعات اشاره شده در فوق و تفسیرهای مختلف از آن ارائه شود . لذا شکل کالبدی به صورت یک مجموعه چند معنایی ، ابهام انگیز ، متناقض و متزلزل ارائه می شود ، که خود طرح زمینه را برای تفسیر و تاویل اماده می کند.
از معماران مشهور این سبک میتوان به پیتر آیزنمن، فرانک گهری، زاهاحدید، رم کولهاس، برنارد چومی دانیل لیبسکیند را نام برد.
معماری دیکانستراکشن به عنوان یک سبک فراگیر و جهانی عمر نسبتا کوتاهی داشت و از حدود یک دهه فراتر نرفت ، ولی تاثیر شگرف و بنیادین بر شیوه طراحی و نوع بازنمایی معنی و تفسیر در حوزه معماری داشت . این سبک به عنوان پیش زمینه رویکردهای متعاقب آن همچون معماری فولدینگ و معماری پیدایش کیهانی بود .
از دیگر معماران این سبک می توان از فرانک گهری ، زاها حدید ، رم کولهاس و برنارد چومی نام برد .
معماری دیکانستراکشن به عنوان یک سبک فراگیر و جهانی عمر نسبتا کوتاهی داشت و از حدود یک دهه فراتر نرفت ، ولی تاثیر شگرف و بنیادین بر شیوه طراحی و نوع بازنمایی معنی و تفسیر در حوزه معماری داشت . این سبک به عنوان پیش زمینه رویکردهای متعاقب آن همچون معماری فولدینگ و معماری پیدایش کیهانی بود .
از دیگر معماران این سبک می توان از فرانک گهری ، زاها حدید ، رم کولهاس و برنارد چومی نام برد .
از بناهای ساخته شده در این سبک :
سالن موسیقی walt disney در لوس آنجلس اثر فران گهری
Ordrupgaard Museum Extension - Copenhagen, Denmark اثر زاها حدید
ساختمان بخش الحاقی یهودی به موزه برلین 1999-2001 اثر دانیل لیبسکیند
مرکز هنرهای بصری وکسنر اثر پیتر ایزنمن
و... .
:: موضوعات مرتبط: سبک های معماری

